پایتخت

فروشگاهی در پایتخت

در مجتمع تجاری پایتخت، روی صندلی، روبروی یکی از مغازه ها نشسته بودم و با موبایل صحبت می کردم.

صحبتم که تمام شد، بغل دستیم پرسید: «گوشیت مدلش چیه؟». مدل را گفتم و گفتم چه مزایایی دارد و جدیدترینش کدام است. گوش کرد و سری تکان داد که «آها!». بغل دستی، پسر جوانی بود با  چهره ای خسته و دمپایی لا انگشتی قرمز.

کمی بعد دوباره تلفن زنگ زد. احتمالا چون دستم برگه های قیمت لپ تاپ را دیده بود، حرفم که تمام شد گفت: «اگر لپ تاپ خواستی، همه جورش رو تو مغازه دارم» و به مغازه اش که روبرویمان بود اشاره کرد.

تشکر کردم و گفتم که دنبال قطعه ی دیگری هستم. پرسیدم: «شغلت رو دوست داری؟ خسته نمی شی از این کار؟». انگار زدم به هدف. سری تکان داد و گفت: «چرا بابا. خیلی خسته م. دنبال اینم که یکی دو روز تعطیل کنم برم گرگان یکم مخم استراحت کنه. کف کردم. من اصلا از صبح تا شب نور نمی بینم اینجا.»
«مغازه خودته؟»
«آره، با یکی شریکم.»
«خوب خسته می شی، در عوض درآمدشم خوبه دیگه!»
«چه فایده؟ وقتی ذهن خسته است، روزی یه میلیون هم دربیاری فایده نداره. خسته شدم از بس دروغ گفتم. مخم ترکید اینقدر دروغ گفتم.»
خندیدم و پرسیدم: «به کی دروغ می گی؟ مشتری؟ یا فروشنده های دیگه؟»
«به همه دروغ می گم. به خودمم دیگه دارم دروغ می گم. از صبح تا شب دارم دروغ می گم. هر چی نداریم میگیم بده. از هرچی داریم تعریف می کنیم. مشتری بدبخت میاد تو یه چیز بخره، اینقدر بهش دروغ می گیم که یه چیز دیگه می خره.»
«پس بقیه فروشنده ها چطوری اینقدر راحت دروغ می گن؟»
«تو شرایطی قرار می گیرن که کم کم عادت می کنن به دروغ. عین خیالشون هم نیست. دیگه وجدانشون هم چیزی بهشون نمی گه.»

برایش متاسف می شوم و البته خوشحالم که هنوز فروشنده هایی هستند که حداقل گاهی در خلوت خودشان از دروغهایشان پشیمانند.

می پرسم: «حالا سود مغازه چقدره؟»
«یعنی چی؟»
«یعنی آخرش که همه هزینه ها رو کم کنی، آخر ماه چقدر می مونه براتون؟»
«مشخص نمی کنه.»
«حدودا؟»
« فرق می کنه. ۴ تومن. ۶ تومن. ۲ تومن…»

دوباره تلفنم زنگ می زند. باید بروم. ازش خداحافظی می کنم و بهش می گویم که اگر بخواهم لپتاپ بخرم، تنها سراغ او خواهم آمد. می خندند، دست می دهیم و خدانگهدار.

Advertisements

یک پاسخ

  1. جالب بود. سوال ابنجاست که تنها در این صنف فروشنده ها به این درد مبتلا هستند تا کلاً این درد مشترکی است بین فروشنده ها؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: