وبلاگهای عزیزم!

گاو و گلدونوبلاگ نوشتن لذت بخش است. برای من که لااقل هست. آنقدر زیاد که گاهی آرزو می کنم که روزی برسد که تنها کار من، «نوشتن» باشد. «نوشتن» و تمام آن کارهایی که این روزها تنها نقش «سرگرمی» را در زندگی ام بازی می کنند.

همین نیاز، سالها پیش مرا واداشت تا  به نام «گاو» در «گاو و گلدون» و در کنار علی (گلدون) بنویسم. نوشته های من در «گاو و گلدون» بیشتر شخصی بودند و یا نگاه شخصی من بودند به مسائل روزمره اجتماعی. «گاو» به دلایل مختلف کمرنگ شد و کمتر نوشت. غرق شدن در زندگی کاری شدید در شرکت قبلی و دور ماندن موقتی از سوژه های اجتماعی شاید برخی از دلایل رنگ باختن نقش گاو بود. از طرفی گلدون، از ایران رفت و برای مدتی فضای ذهنی مان بعلت شرایط جدید زندگی او خیلی متفاوت شد و  دیگر نوشته های گاو و گلدون خیلی با هم همخوان نبودند. بعد پدرم از میانمان رفت و اساساً دیگر تمایلی به اینگونه نوشتن نداشتم. نوشته هایم تند، تلخ و به شدت غم انگیز شده بود. ترجیح دادم درباره تکنولوژی بنویسم، موضوعی که هم دوستش داشتم و هم خیلی احساساتم را به بازی نمی گرفت. پانوشت شروع شد، خوب پیش رفت و کم کم شکل گرفت.

اخیراً دوباره سراغ «گاو» رفتم، با «گلدون» صحبت کردم و کمی روی ساختار فنی وبلاگ وقت گذاشتم. تلاش کردم در نقش «گاو» بنویسم، اما نتوانستم با او ارتباط برقرار کنم. «گاو» متعلق به گذشته ای بود که از امروز من کمی دور است. «گاو و گلدون» را دوست دارم، اما در ذهنم متعلق به گذشته ها احساسش می کردم.

همزمان توییت هایم را شروع کردم و سر آخر چندی پیش وبلاگ انگلیسی Persian View را برای مخاطبین غیر ایرانی راه اندازی کردم. این را هم می دانستم که واقعیت های زندگی ام اجازه نخواهد داد که سه وبلاگ و سه توییت را به فارسی و انگلیسی و با فضاهای کاملاً متفاوت به روز نگاه دارم. برای همین توییت «گلدون» را به خود «گلدون» هدیه کردم و تصمیم گرفتم توییت های پانوشت را  نه محدود به فناوری، که مربوط به هرآنچه هستم بنویسم. تصمیم بعدی، خداحافظی از «گاو و گلدون» بود، و دیروز رسماً از «گلدون» خداحافظی کردم.

در نتیجه این تصمیمات،  پانوشت حال و هوایش از یک وبلاگ محدود به فناوری به وبلاگ «پیام معین افشاری» کمی تغییر خواهد کرد. تا الان پانوشت، بازتاب علاقه ام به فناری بوده است. از این پس بازتاب بخش های دیگر زندگی ام هم خواهد بود، هرچند کماکان به جدیت تلاش خواهم کرد از تبدیل شدن پانوشت به دفتر شخصی خاطرات جلوگیری کنم و همزمان، Persian View را نیز برای مخاطبین خودش خواهم داشت، هرچند هنوز بسیار نو پا است.

پانوشت: عجیب است. با نوشتن متن بالا، انگار بالاخره تصمیم گرفتم! با اینکه برای خودم هم عجیب است، ولی دلبستگی ام به «گاو و گلدون» بیشتر از آن چیزی است که فکر می کردم. جدایی اش، بیشتر از آنچه فکر می کردم اذیتم می کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: